بیاین داستانای واقعی و ترسناک تعریف کنیم (حوصلم سر رفتههه)

پرسش

مامانبزرگم میگه
یه بار یه زن توروستاهای اطراف روستاشون تازه بچه به دنیا اورده بود
میره بیرون برا کاری که نمیدونم آل یا جن دنبالش میکنه
تا روستای مامانبزرگم اینا دویده بوده و یه جا قایم شده بود
که بعد از چند ساعت یکی میبینتش و کمکش میکنه

من خودمم یه بار بچه بودم یکی زد تو سرم برگشتم هیچوس نبود?

پاسخ ( 1 )

  1. بیکاری از این چیزا تعریف میکنی ؟????

ارسال یک پاسخ