داستان واقعی تجاوز

پرسش

روزی یه پسر خوشکل تهرانی و مایه دار با یه دختر خوشگل دوس میشه
اینا همدیگه رو دوس داشتن بعد چند مدت دختر میبینه از پسره حامله اس به پسره زنگ میزنه و میگه تو رو خدا بیا خواستگاریم اگه نیای آبروم میره ….

پسر میگه عشقم چرا ناراحتی فدات بشم باشه میام با خانواده
دختر خوشحال میشه
بعد چند مدت دختر میبینه از پسری خبری نیست زنگ میزنه برنمیداره
دیگه اشک تو چشاش جمع میشه یه اس میده که میرم همه چیو به بابام میگم
هر جوری هم میخاد بشه
پسر تا این اس ام اس رو میبینه از ترسش زود زنگ میزنه میگه عشقم خواستم شوخی کنم
فردا ساعت ۸ شب تو تالارمون بابا و مامانمو میارم تا ازت خواستگاری کنم
دختره باور میکنه وخوشحال میشه
از اون طرف پسره زنگ میزنه به دوتا از دوستاش میگه فردا ساعت ۸ تو این مکان یه دختری میاد اونقدر باهاش حال کنین تا بچش سقط بشه
فردا دختره داشته میرفته میبینه باباش مریض افتاده و باید ببره دکتر از یه طرف نمیتونه اونجا بره باباش میمونه از طرفی هم میخاد بره سر قرار
زنگ میزنه به تلفن پسره گوشیش بازم خاموش بوده
زنگ میزنه تلفن خونه پسره از اون طرف خواهر این پسر بر میداره بعد این دختره به خواهرش میگه من همون دختری ام که قرار بود بابا مامانت
امروز تو تالار خواستگاری کنن
ببخشید من نمیتونم بیام
خواهر پسره تعجب میکنه و گوشی رو قطع میکنه و فکر میکنه بابا مامانش تو تالارن پا میشه میره اونجا
پای خواهر پسره که میرسه به تالار این دوتا پسر بهش تجاوز میکنن بعد یه مدت پسره به دوستاش زنگ میزنه میگه کارتون تموم شد ؟؟؟
اونام میگن آره
پسره سوار ماشین میشه ببینه دختره به چه روزی افتاده میره جلو میبینه خواهرشه
اینو نوشتم برای اون داداشایی که بهشون بگم نکنین از این کارا از هز دستی بدی با همون دستم پس میگیری…
قوربون اون بالایی برم که هیچ چیزی رو بی پاسخ نمیذاره!!!!!!

در حال پیشرفت 0
mmaryam 1 ماه 8 پاسخ ها 83 بازدیدها 0

پاسخ ها ( ۸ )

  1. این وسط خواهر پسره چه گناهی داشت حالشو دادشه برده خواهره باید تقاص پس بده باید یک بلایی سر خود پسره بیاد این اصلا عدالت نیست

  2. کاش خداحق تموم بنده هاشو زود بگیره

  3. چقدر خوبه داستانهای اینجوری میزارین شاید بعضیها به خودشون بیان

  4. چاه نکن بهر کسی اول خودت بعد آن. کسی حقش بود خانواده خودش خیانت کنن

  5. حالا اگر شانس ما بود همونی میشد که پسره میخواست

  6. خیلی هامیگین خواهر پسره چ گناهی داشت!!!!؟؟ اون دختر و گناهی داشت جزدوس داشتن یه اشغال ؟؟؟؟؟؟ حقش بود این پسره ک زجر کشیدن خواهرشو ببینه تا درک کنه زجر کشیدن دختر مردمو کاملا حقش بود

  7. راست گفتن چوب خدا صدا نداره ولی خواهر پسره حقش نبود کاش بلایی سر پسره می اومد

  8. قانون کارما میگه هرکاری کنی ب خودت برمیگرده. قرار نیست ی نفر ب جای ی نفر دیگه مجازات بشه. ادمین جان اطلاعات انرژی های پنهان رو ببر بالا

ارسال یک پاسخ